مارک ریبو  که به فرانسه Marc Riboud نوشته می شود، عکاس مستند اجتماعی فرانسوی است. او مثل خیلی از عکاسان فرانسوی شانس عمر طولانی را داشت. به نظر می رسد رابطه ای بین کنجکاوی در مورد زندگی انسانها ، سفرهای بسیار، تجربه اندوزی و آرامش خاطر نهایی وجود دارد و همین آرامش خاطر است که روح بزرگی به ارمغان می آورد و از جمله موهبت های آن، زندگی طولانی است. او 93 سال عمر کرد. (2016-1923). سفرهای زیادی را به اقصی نقاط جهان مخصوصا کشورهای اسیایی کرد. روحیه درویشی و یه ظاهر خجالتی او، باعث پذیرفته شدن در هر گوشه ای از جهان بود.

ایران، 1357

او از اولین افرادی بود که عضو آژانس مگنوم شد. همواره دوستی عمیقی بین او و هانری کارتیه برسون برقرار بود. مارک ریبو احترام بسیار زیادی برای برسون قائل بود و به نوعی، او را استاد و مراد خود می دانست. جثه کوچک و لاغراندام اما چالاک مارک ریبو عاملی بود که به سرعت می توانست در موقعیت های مناسب قرار گرفته و عکاسی کند.

او هم عاشق دوربین کوچک لایکا بود و تقریبا آن را از خود جدا نمی کرد. گرچه هیچگاه خود را عکاس به معنای یک حرفه معرفی نمی کرد اما شخصیت پرکار و کنجکاو او، مارک ریبو را به عنوان شاهدی بر تغییرات زندگی بشری در قرن بیستم دانسته اند.

ایران، 1346

 

عکس هایش سیاه و سفید و کادربندی هایش از نظمی هندسی برخوردار است. با اینحال تفاوت زیادی در نوع ترکیب بندی او و کارتیه برسون قابل مشاهده است. ترکیب بندی در اغلب عکس های مارک ریبو چشم بیننده را به خارج از کادر هدایت می کند بر خلاف ترکیب بندی های برسون که چشم بیننده را به گردش درون کادر هدایت می کند.

جایی می‌گوید: «عکاسی نمی‌تواند دنیا را تغییر دهد اما می‌تواند تغییرات دنیا را ثبت کند.» و انگار همین ذهنیت بوده که مارک ریبو را به بسیار عکاسی کردن و بسیار سفر کردن سوق داده. او مهمترین سفرهایش را به چین و ویتنام انجام داد و عکس‌های قابل تأملی از فرهنگ این دو کشور گرفته است.

ایران، 1357

 

یک دیگر از چمله های او این است: «در دهه ۶۰ من بارها به ویتنام رفتم، نه به خاطر مثلاً عکاسی اجتماعی و یا اینکه شاهد چیزی باشم، بلکه فقط برای اینکه اتفاق‌هایی که مردم از فاصله دور داشتند راجع بهش حرف می‌زدند را از نزدیک ببینم. خیلی سخت بود که با ویتنامی‌ها که داشتند در مقابل بمب‌های آمریکا مقاومت می‌کردند، همدردی نکنی.»

چین، 1954

 

کنجکاوی او نسبت به رویدادهای انسانی، وسعت دید خیره کننده ای را برایش به ارمغان آورد. عکسهایش سرشار از اطلاعات تاریخی، فرهنگی و سیاسی است. یکی از عکسهایش که از تظاهراتی در آمریکا بر علیه جنگ ویتنام گرفت، به عنوان نماد صلح لقب گرفت.

پاریس، 1956

 

او در باره فعالیت عکاسی چنین می گوید: «به خودت بگو عکاسی یک شغل کوچک روزمره است. بچسب به کنجکاوی‌ات، به عنوان یک دغدغه لدت‌بخش با آن رفتار کن، تا جایی که می‌توانی با دست کشیدن از چیزهایی که تو را به خانه وصل می‌کند به عکاسی‌ات پروبال بده چون وابستگی‌هایی که داری نگرانت می‌کند و وقتی نگران باشی نمی‌توانی خوب ببینی.»