ترکیب بندی همواره نقش مهمی در ارتباط بصری دارد. برای سطوح دو بعدی مثل نقاشی، عکاسی یا سینما ترکیب بندی دارای معیارها و قواعدی است. گرچه این قواعد آنقدر غیر قابل انعطاف نیستند، با اینحال می تواند در بیان آنچه هنرمند در نظر دارد موثر باشد. سطوح دو بعدی مثل عکس و فیلم مناسبات متفاوتی از دنیای پیرامون را می طلبد و یک هنرمند باید با این مناسبات آشنا باشد تا در اثر خود، از آنها بهره گیری کند.
نگاه کنید به این عکس از استیو مک کوری که در دهه هشتاد میلادی در افغانستان گرفته است. یک تصویر ماندگار از لایه های متععدی تشکیل می شود. اصولا تصاویر تک لایه و سطحی تاثیر ماندگاری بر حافظه بصری ندارند.
در عکس بالا سوژه اصلی واضح در وسط کادر قرار دارد، اما لایه های دیگر تصویر در زیبایی شناسی تصویر دخالت دارند. سایه پیرمرد در پیش زمینه است اما چون در تاریکی قرار دارد اهمیت کمتری دارد. زاویه دست او چشم بیننده را به سمت صورت سوژه اصلی می کشاند. لایه دیگر تصویر، زنی است که بین این دو قرار دارد اما چون واضح نیست کمتر مورد توجه است.

در طرف چپ کادر، دو لایه دیگر هم وجود دارد. یکی پسر بچه ای که درون قابی قرار گرفته و ما پشت او را می بینیم و یکی هم زنی که جلوتر از او اما عقب تر از سوژه اصلی است. زاویه ای که آنها ایجاد کرده اند مثل انعکاسی در آینه است.
این پنج لایه، هر کدام وجهی از تصویر را ساخته اند که علیرغم تفاوت هایشان، مثل یک پازل، وجوه متفاوت یک زندگی و شخصیتی واحد را به نمایش گذاشته اند.
نقاشان در ترکیب بندی اثر خود، از این معیارها زیاد استفاده می کنند چون هم فرصت مناسب دارند و هم دست آنها باز است تا هر کدام از سوژه ها را در مکانی مناسب جاگذاری کنند. اما عکاس برای رسیدن به یک ترکیب بندی مناسب فقط لحظه ای کوتاه فرصت دارد. گاهی این لحظه آنقدر کوتاه و گذرا است که فقط چشم تیزبین و ذهنی آماده را طلب می کند. استیو مک کوری یکی از آنهاست و به همین خاطر عکسهای او ماندگار است.
Leave A Comment