آنچه سینمای عباس کیارستمی را از سایر سینماگران متمایز می کند، توجه و علاقه او به عناصر و جزئیاتی است که در ظاهر کم اهمیت هستند اما وقتی در قاب دوربین قرار می گیریند پر اهمیت می شوند. کیارستمی اعتقاد دارد سینما چه وجه مستند ان و چه وجه بازسازی و میزانسن آن یک دروغ بزرگ است اما باید واقعی جلوه کند. اگر سینما باورپذیر جلوه کند تاثیرش بر بیننده عمیق تر می شود. سینمای هالیوود نهایت امکانات را بکار می گیرد تا بیننده را در مقابل تصاویر اغواگر و مسحور کننده میخکوب کند. بیننده در مقابل چنین سینمایی مفتون و مجذوب می شود اما پس از اتمام فیلم، ارتباط بیننده با فیلم تمام می شود زیرا وجه سرگرمی و اغواگر فیلم بر وجه واقعی آن می چربد. سینمای هالیوود بیننده منفعل و مسحور شده را می طلبد. بیننده در مقابل این سینما ارضا شده و از سالن سینما خارج می شود.

سینمای کیارستمی از جمله سینمایی است که بیننده فعال را می طلبد. سینمایی که بیننده را به پرسش وا می دارد و در ذهن او ایجاد شک و تردید می کند. سینمای کیارستمی اغوا گر نیست و برای این منظور صحنه هایی را به نمایش می گذارد که به شدت واقعی و مستند به نظر می رسد. اثر هنری اثری است که در بیننده چالش ایجاد کند و ذهنیت های قبلی و جا افتاده او را به سخره بگیرد. چنین سینمایی نمی تواند تجاری و پول ساز باشد. بیننده در مقابل این سینما باید قدرت به چالش کشیده شدن را داشته باشد. با پایان یافتن فیلم، مرحله تازه ای در ذهن بیننده ایجاد می شود. چنانچه اثر هنری توان برهم زدن مناسبات روانی یا احساسی مخاطب را نداشته باشد، اثر هنری نیست.

سینمای کیارستمی از این جهت سینمای هنری است که به مخاطب فرصت می دهد تا در مناسبات، روایت یا نتیجه گیری آن دخالت کند. در “فیلم باد ما را با خود خواهد برد” صحنه ای به نظر پیش پا افتاده از افتادن سیبی را می بینیم. ببینید برای انجام این صحنه، چگونه آماده سازی صورت گرفته است.